الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
251
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
اليوم ابلو حسبى و دينى * بصارم تحمله يمينى احمى به يوم الوغى عن دينى ( 1 ) در مناقب گويد : كشتگان در حملهء اولى از اصحاب حسين عليه السّلام اينانند : 1 - نعيم بن عجلان 2 - عمران بن كعب بن حارث اشجعى 3 - حنظلة بن عمر شيبانى 4 - قاسط بن زهير 5 - كنانة بن عتيق 6 - عمرو بن شيعه 7 - ضرغامة بن مالك 8 - عامر بن مسلم 9 - سيف بن مالك نميرى 10 - عبد الرحمن ارحبى 11 - مجمع عائذى 12 - حباب بن حارث 13 - عمرو الجندعى 14 - حلاس بن عمرو راسبى 15 - سوار بن ابى عمير فهمى 16 - عمّار بن ابى سلامة الدالانى 17 - نعمان بن عمرو راسبى 18 - زاهر مولى عمرو بن الحمق 19 - جبلّة بن على 20 - مسعود بن حجّاج 21 - عبد اللّه بن عروه غفارى 22 - زهير بن بشر خثعمى 23 - عماد بن حسان 24 - عبد اللّه بن عمير 25 - مسلم بن كثير 26 - زهير بن سليم 27 و 28 - عبد اللّه و عبيد الله پسران زيد بصرى . ده تن از موالى يعنى بستگان حسين عليه السّلام و دو تن مولاى امير المؤمنين عليه السّلام . ( و ما معنى مولى و بسته را پيش از اين بازنموديم ) و جمله اينها چهل تنند . و در كتاب مناقب زاهر بن عمرو مولى بن الحمق مسطور است كه مؤلف زاهر مولى عمرو بن الحمق را بر آن ترجيح داده است چنان كه در زيارت ناحيهء مشتمله بر اسماء شهداء و زيارت رجبيّه منقول از مصباح الزائر بدين گونه نقل شده است . ( 2 ) مؤلف گويد : در اين مقام مناسب است اشارت به حال زاهر مولى عمرو بن الحمق و گوييم كه حبر خبير قاضى نعمان مصرى [ 1 ] در كتاب شرح الاخبار آورده است و ما آن را به توسّط
--> [ 1 ] مترجم گويد : نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حيون ( حيوان در مستدرك الوسائل غلط طبع است ) مكنّى به ابى حنيفه بوده در ابتداى دولت فاطميين به آنها پيوست و مردم مغرب همه مذهب مالك دارند و نعمان از علماى مالكى بود چون دولت فاطميان اوج گرفت قاضى نعمان از جملهء آنان شد و تا دولت فاطمى در مغرب برپا بود او و فرزندانش قاضى القضاتى داشتند و آنها به مذهب اسماعيليه بودند و خلفاى فاطمى خود از فرزندان محمد بن اسماعيل بن جعفر بن صادق عليه السّلاماند . ابن خلّكان ترجمهء قاضى را آورده است گويد : از مذهب مالك منتقل به مذهب اماميه شده و اماميه را بر اسماعيليه اطلاق مىكند چنان كه در شرح حال صلاح الدين ايّوبى گويد : او دولت اماميه را از مصر بر انداخت يعنى اسماعيليه را . صاحب مستدرك - رحمه اللّه - گويد : وى اثنى عشرى بود و تقيه مىكرد و در اين عقيده متابعت از مجلسى - رحمه اللّه - كرده است اما دليلى بر اين دعوى نيست و همهء مردم دانند فاطميان مصر اسماعيلى بودند او هم قاضى دولت آنها بلكه مؤسّس فقه آنها بود و پيش از وى فقه نداشتند تا او مذهبى آميخته از مذهب مالك و مذهب اماميه براى آنها ساخت اگر دليلى بر اثنى عشرى بودن او داشتيم مانند قاضى نور اللّه منصب وى را در دولت مخالفين حمل بر تقيه مىكرديم اما اينكه در مستدرك گويد : اسماعيليه ملاحده بودند و منكر شريعت كليا صحيح نيست ؛ زيرا كه به تواتر و ضرورت ثابت است كه خلفاى فاطمى مصر مانند ملاحده الموت بىدين نبودند و سياست آن ممالك بزرگ بىشريعت و فقه ممكن نيست و در آن زمان قانون مملكتى غير از فقه نبود و نيز آنها در مصر مساجد و معابد داشتند و جامع از هزار